عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
297
منازل السائرين ( فارسى )
يعنى تواضع دينى حاصل نمىشود مگر اينكه بدانى ، نجات در علم و شريعت و علوم شرعى و استقامت و پايدارى بعد از اعتماد و اطمينان به احكام شريعت است . استقامت يعنى عمل . انسان هرچه بيشتر عمل كند استقامت و پايبندى و اعتقادش به شريعت بيشتر مىشود و اعتماد و اطمينان او نيز موجب پايدارى مىشود . « و ان البينة وراء الحجة » يعنى هر دليلى را كه براى خود ساختهاى بايد به بينة تبديل كنى . دليلى را كه در دل نور ايجاد كند « بينة » مىگويند . « بينة » حجتى است كه در دل نورانيت ايجاد مىكند . تكرار عمل ، حجت را به بينه تبديل مىكند . بندگى مدام و تكرار عبادت و خلوص در آن باعث روشنى و نورانيت چراغ بينه در خانهء دل مىشود . پس هر چه خلوص بيشتر شود بينه نيز بيشتر مىگردد . تقوا نيز به همين معنى است . تقوا يعنى نوعى بازدارندگى نفس از هر آنچه او را به زيان مىاندازد : التقوى وقاية الشىء مما يؤذى و به واسطه اهميت تقوى است كه خداوند مىفرمايد : وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً . « 1 » و كسى كه تقوى پيشه كند خداوند براى او مجرايى به غيب قرار مىدهد . بنابراين مشيت الهى در تقوا ، متعلق به فعل انسان است . در آيهء ديگرى خداوند مىفرمايد : إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً . « 2 » اگر تقواى الهى پيشه كنيد ما به شما فرقان مىدهيم . فرقان چراى است كه با آن مىتوان حق را از باطل تشخيص داد . اينكه مىفرمايد : « و الاستقامة بعد الثقة » يعنى تقوا پيشگى ، استقامت و پافشارى كردن در مسير ايمان است . يعنى با « لا إله الا الله » بايد « ثم استقاموا » را هم داشته باشى . شجرهء ايمان اگر در وجودمان ريشه ندواند ، در برابر وزش تندبادها ريشه كن مىشود و استحكام ريشه به تمرين استقامت وابسته است . پس استقامت ، آبيارى درخت جان ، با تقواست . اين آب ، تقوا است ، و عارف شيرازى مىگويد : من كه شبها ره تقوى زدهام با دف و چنگ * ناگهان سر به ره آرم چه حكايت باشد بنابراين خواجه مىفرمايد : درجه اول تواضع تحقق پيدا نمىكند مگر اينكه انسان بعد
--> ( 1 ) . طلاق / 2 . ( 2 ) . انفال / 29 .